سلام!
قبلا اینجا نوشته بودم به وبلاگ علمی من خوش آمدید ولی كم كم كه بزرگ شدم به ارزش جمله " اینجا ایران است" بیشتر پی بردم. متوجه شدم اینجا بیشتر باید به غیر از علم یا شبه علم توجه كنیم تا خود علم!
فهمیدم كه اینجا ستاره شناسی هنوز جز علوم محسوب نمیشه! آره من از مریخ اومدم و تازه دارم میفهمم تو زمین زندگی چقدر سخته و البته جالب!
دوست داشتم بنویسیم ، در مورد همه چیز ولی خوب نمیشه!!!
مجبورم که مجبورتون کنم که طعم تلخ بعضی حرفارو مثل طعم تلخ شکلات برای خودتون یه جورایی لذت بخش کنید....

نظرات رو میخونم... البته اگه نظری برای گفتن باشه

عرفان اویسی

جستجو

 

انتخاب نشدم!

چهارشنبه 26 بهمن 1390   03:58 ب.ظ


نوع مطلب : حرف های خودمونی ،

مثلا خیلی ناراحتم!
تو لیست 260 عکاس برتر ایران انتخاب نشدم!

نمی خوام بگم کارم خیلی خوب بوده و نامردیه ولی بدون هیچ تعصبی عکس هایی که به فراخوان سالانه عکس ایران ارسال شده بود سطحش واقعا پایین بود ، شخصا به سختی تونستم تو مرحله اول داوری 90 تا عکس رو انتخاب کنم که یک کمی زیبایی یا حدقل قانون های اولیه عکاسی درشون رعایت شده باشه!

از 10 هزار عکسی که من دیدم که تقریبا همشون بود و از 800 تا عکاس بود 90 درصدشون عکس های خانوادگی و شخصی بود که داخل مسافرت ها یا محفل های مختلف گرفته شده بودن و برای مسابقه ارسال شده بود!!!
بقیه هم که مثلا برای عکاسان واقعی بود چند تا از کلیشه ای ترین موضوعات منقرض شده ی عکاسی رو انتخاب کرده بودند و ارسال کرده بوند:
مثلا چهره یک پیرمرد که صورت خشن و پوست های ترک خورده ای داره و عکس در حالت کلوز آپ پورتره بود و حتما هم باید مونوکروم (سیاه سفید) باشه تقریبا 200 تا موجود بود!!!
یعنی بیشتر عکاسان از این موضوع تکراری که واقعا یکی از نشانه های شناخت عکاسان بدون خلاقیت در جهان محسوب میشه استفاده کرده بودند و این اتفاق نظر عجیب در سر شناسان عکاسان یک کشور واقعا جای تاسف داره.

سبک های تکراری کارگری در کارگاه با صورت و لباس کثیف هم پای ثابت عکس ها بود که تقریبا بیشتر عکاسای اجتماعی یک نمونه ازش ارسال کرده بودند.
حدود 30 عکس خلاق و طرح نو توی این لیست پیدا میشد که از قوانین پایه عکاسی بویی نبرده بودند : یا با موبایل گرفته شده بودند یا با دوربین کامپکت.
اما واقعا عکس های خوب هم بود که به سختی تعدادشون به 80 تصویر میرسید که من همشون رو انتخاب کردم.

اما متاسافانه عکس های من که هیچکدومشون هیچ مشابه و نمونه ای در 10 هزار عکس نداشت و همشون از موضوعات خاص و ابتکاری تهیه شده بودند خبری نبود.
البته از 700 عکاسی که عکس های مسافرت های شخصیشون رو برای این نوع مسابقه میفرستند خیلی دور از انتظار نیست که روی همون صورت های خسته و تکراری عموم عکاسا و بقیه عکس های مسافرتی برچسب انتخاب بگزارند.

در کل ما که ناراحت نیستیم ، نه عکاسیم و نه سرمایه گذاری روی عکاسی کردیم تا همین جا هم 5 ماه نیست عکاسی رو شروع کردیم که نیتجش خوب بوده ، فعلا هم که با تورم منفی کشور روز به روز داره دوربین ارزون میشه گذاشتم وقتی قیمتش اومد زیر صفر برم بخرم یه مقدار پول هم بهم بدن!!!
دوربین 1.9 میلیون تومنی در کمتر از یک ماه شده 4 میلیون تومن !!!! دیگه عکاسا و هنرمندا و بقیه گروه هایی که وسایل تخصصی نیاز دارن باید برن سراغ یافتن گنج یا کارای جالب تر مثل دزدی تا کفاف هزینه هاشون رو بده!

چون ما نه گنج داریم و نه دزدیم مسلما پول دروبین هم نداریم بدیم ولی اگه خونه داشتم الان میگفتم : " شده برم فرش زیر پامو بفروشم میرم دوربینرو میگیرم"
اما خونه هم نداریم و فرش هم!
پس چاره ای نیست بشینیم پشت سیستم و عکس های قدیمی و مرحوممون رو نگاه کنیم و مادر جان چایی بیاره و ما همین طور غصه و افسوس رو باهم نوش جان کنیم!

موفق باشیم!


نوشته شده توسط : عرفان اویسی