ابزار رایگان وبلاگ

آسمان نود و هشت - مطالب حرف های خودمونی

سلام!
قبلا اینجا نوشته بودم به وبلاگ علمی من خوش آمدید ولی كم كم كه بزرگ شدم به ارزش جمله " اینجا ایران است" بیشتر پی بردم. متوجه شدم اینجا بیشتر باید به غیر از علم یا شبه علم توجه كنیم تا خود علم!
فهمیدم كه اینجا ستاره شناسی هنوز جز علوم محسوب نمیشه! آره من از مریخ اومدم و تازه دارم میفهمم تو زمین زندگی چقدر سخته و البته جالب!
دوست داشتم بنویسیم ، در مورد همه چیز ولی خوب نمیشه!!!
مجبورم که مجبورتون کنم که طعم تلخ بعضی حرفارو مثل طعم تلخ شکلات برای خودتون یه جورایی لذت بخش کنید....

نظرات رو میخونم... البته اگه نظری برای گفتن باشه

عرفان اویسی

جستجو

 

رستگار شویم....

سه شنبه 2 اسفند 1390   11:39 ب.ظ


نوع مطلب : حرف های خودمونی ،

همانا کسانی که ساعت 6 صبح از خواب بیدار بشن و 22:30 به خونه برگردند ( با حداقل امکانات ) خیلی باحالن و احتمال رستگار شدنشون یکم  بیشتره !
کتاب اسرار " صاعقه در مهتاب جلد 3 ص 644 "


خوب بر اساس گفته بالا من الان چند درصد احتمال رستگار شدنم بیشتره ! البته مسلما رستگار میشم و میدونم یک روز بالاخره در راه انیس به یونی 1 شهید میشم. جاست لایک تو نایت !!!

الان من هر چی از وضعیت بحران بگم کسی مارو درک نمیکنه که هیچ بلکه ممکنه اساس طرح های بلند مدت مسخره بازی دوستان نیز قرار بگیریم.

امروز که اینقدر حالم گرفته بود قصد  رفتن به کلاس صبح رو نداشتم ، یک ربع قبل از کلاس به صورت اتفاقی راه افتادم ، سر کلاس هم چیزی برای گوش دادن نبود  فقط باید فکر می کردم.

 اخرش هم ساعت 7:30 عصر کلاس زبان و ساعت 9:30 آزاد!
بعدشم خونه و تنها کاری که برای انجام دادن دارم فقط فقط فقط وبلاگ نویسیه..همین       

انرژی غذا خوردن هم ندارم چه برسه به بقیه کار ها...

اما بگذریم از تلخیات روزمرگی برسیم به :

دوست داشتم از یه چیزی بنویسم که یادم رفت ولی خوب میشد اگه میدونستیم کاری که میکنیم روی چیزی که فکرشو هم نمیکنیم چه اثری میتونه داشته باشه...

هر کاری ، هر تغییری ، هر حرفی از هر کسی و در هر جایی  بدون شک میتونه یک تغییراتی رو در اطراف خودش ایجاد کنه اما همیشه خوب نیست ، خیلی وقت ها بعد مدتی میفهمیم که اگه کاری رو نکرده بودیم الان شرایط زندگی فردی مون بهتر بود یا حتی بدتر ..

تو رسم فلسفه ( بهتر بگیم اخلاق انسانی ) وقتی کاری باعث اتفاقی چه خوب و چه بد میشه   تحت تاثیر یک مسئله میتونه به شما اجازه خسران و پشیمانی و در حالت مقابل  بیخیالی رو بده :
اگه بین دو انتخاب شما فرقی بین شرایط هر راه ببینید و با اختیار انتخاب کنید، یعنی چی؟!

یعنی اگه شما توی دو راهی قرار گرفتید که هیچ نشونه یا تابلویی برای هیچ مکان یا جهتی نداره مسلما بصورت اتفاقی یکی از راه ها رو انتخاب می کنید ، اگر بعد از انتخاب در مسیر یا در اینده اتفاق بدی  افتاد شما حق ندارید خودتون رو مقصر بدونید و  برای خودتون میدان جزا رو فرض کنید چون شما اطلاعی یا اطلاعاتی از این راهی که رفتید رو نداشتید .
اما اگه در همون شرایط تو یک دو راهی باشید و یکی از راه ها تابلو خطر اولش باشه و شما بدون توجه بهش وارد بشین و همون اتفاق بیافته این بار شما عقلا مقصرید و اجازه دارید رسما خودتون رو خفه کنید!!!


اما من شخصا به حالت اول هم اعتقاد ندارم ، می فهمم که چیزایی که توی کتاب ها به عنوان نتایح منطقی از رفتار یک انسان که عمده رفتار و اعمالش بر اساس احساسش رخ میده نوشته میشه در دنیای حقیقی فقط فرمول های بدون خروجی ان و به هیچ وجه نباید روشون حساب کنیم.

پیشنهادی برای کسی که تو این مرحله گیر کرده ندارم ، خودم هم زیاد توی این دو راهی ها موندم ولی همیشه بر اساس همون قوانین عدم قطعیت کوانتوم و از این حرفا انتخابام دقیق بوده و درست اما واقعا خیلی اشتباه هم داشتم ...

اشتباه هایی که کسی نمیدونه ولی خودم وقتی یادشون میافتم چند لحظه دنیا برای بی ارزش میشه ...

این داستان  فقط بعد شخصی قضیه رو تعریف می کرد اما وجه دوم این اتفاق وقتی تلخ میشه که اثر اشتباه شما روی افراد دیگه ای جز خودتون نمایان بشه این بار دیگه شما نه می تونید خودتون رو ببخشید و نه حق همچین کاری رو دارید ....

اگر توی این مرحله گیر کردید باز هم بمن هیچ ربطی نداره چون تا حالا تو همچین موقعیتی نبودم ولی اگر هم کسی رو رنجوندم خودم نمی دونم ..( اینم یکی از بدی هاشه)

در کل نمی دونم چرا این موضوع رو باز کردم زیاد ربطی به داستان من نداره ؛ سریال زندگی من بیشتر اسکای فای شده تا درام .

در اخر کار با چشمانی خسته و غمگین باید عرض کنم واقعا دارم از خستگی میمیرم .

دوستی الان بهم اس داد که نمی دونم مضمونش چی بود ولی واقعا احساس خوبی بهم دست نداد:

چه  نقاش ماهری است فکر و خیال وقتی دانه دانه های موهایت را سفید می کند.....


نوشته شده توسط : عرفان اویسی

چقدر دوست داشتم پرنده ها دست داشتن!

شنبه 29 بهمن 1390   11:49 ب.ظ


نوع مطلب : حرف های خودمونی ،

این مطلب یا عریضه یا بیهوده گویی های یک جوان 19 ساله هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیچ ربطی به تیترش نداره!

و



اصولا نباید داشته باشه !!!
اصول وبلاگ من با اصول جاهای دیگه اصولا فرق داره...

بگذریم ! چه خبر ؟!
وبلاگ نویس فعال شدم نه؟!  بهتره بگیم بیکار شدم!  رسما وقتی حال ندارم کارای مهم رو انجام بدم میام سراغ کارای غیر مهم!
خواستم یه مطلب در مورد حول و احوالیات اینجانب در این روز های واپسین مانده تا مرگ بنویسم دیدم بعدا به ضررم میشه ...
در ضمن خیلی ها این وبلاگ رو میبینن که نباید ببینن مثل خیلی هایی که نفس می کشن و نباید بکشن ..

- خواستم یه یادداشت ( مطلب نه!) در مورد چهارمین ( به قول منو نینا) یا  پنجمین ( به قول اونو مینا 1) سالگرد - سالروز - سال.. انجمن نجوم نامیرا بنویسم که مثل همیشه و از قرار معلوم بعد کارای جنجالی من همیشه اتفاق خیلی ساده و روتینی به اسم "دعوا" رخ میده و حسب الاتفاق تصمیم به عدم درج این یادداشت در فضای عمومی و ذکر آن بصورت شفاهی به همه ی مخاطبان و دوستان همیشگی خودم گرفتم.


-خواستم یه مطلب در مورد وضعیت هوا ! بزارم دیدم : آخه چه ربطی داره!

- خواستم یه مطلب در مورد کارگاه اصفهان بزارم دیدم : آخه زوده!

-خواستم یه مطلب در مورد قیمت ادلار بنویسم دیدم : مگه تنت میخواره؟!

کلا هر چی بخوام بنویسم ، سیل انرژی منفی از مکانی نامعلوم ( احتمالا نیمه تاریک ماه!) سرازیر میشه و منو با تمام تخیلیات هجو ام از بین میبره.

در کل خوبه ، از دار دنیا از این 24 ساعت طلای تیک تاکی دو ساعتش به امور خیریه ( اخه من محروم از نظر وقتی محسوب میشم و : هم اکنون نیازمند یاری شما هستیم و از این حرفیجات) اختصاص داده میشه که در اصل طبیعت باید برم کارای عقب افتاده و جلو افتاده رو انجام بدم ولی از اونجایی که 22 ساعتش رو در راه مدرسه ( همون دانشگاه شما ، واسه ما از مدرسه هم مدرسه تره) ، منزل ، باز مدرسه ! ( هر کاری کردم جایی به جز این دو تا مکان مقدس نداشتم ! وگرنه چهار ضلع مثلثم دو ضلعی نمیشد!)2 رسما تلف میشه دوست دارم اون دو ساعت باقی مونده رو هم به کوری چشم دشمنان نداشتم حال کنم!

حال کنم ! خیلی معانی مختلفی داره ولی اصولا در وضعیت الان من ( وضعیت الان : 19 فوریه 2012 - نیمه دراز کش رو تخت و نگران از چند موضوع ، خیلی نگران تر از چند موضوع دیگه و بدون نگران از هیچ موضوع )تعریفش محدود میشه به گشت و گذار در پکیج دی وی دی هام برای پیدا کردن یک ایپیزود سریال که فقط لحظه ای سرگرمم کنه بعدشم ( اگه شب باشه _ که همیشه هست _)  تا صبح بشینم غصه بخورم !

البته به لطف سیستم حمل و نقل عمومی بسیار کارامد و پیشرفته بنده مسیر خونه تا دانشگام کاملا همزمان با رفتن به جو زمین با white knight  و برگشت با شیرکاکائوست! این یعنی کلا خسته نباشم و و وو ووو

الان دقیقا نمی دونم چی میگم!
و ( دوباره و ) دارم روی دایره لفات ادبیات فارسیم تمرکز می کنم! وووو ووو  وو فردا کلاس زبان دارم و  رسما میکشه منو ووو ووو ووو صبح کلاس داریم ووو وو وو ریاضی داریم ( ببین یه واقعیت اینه که من از همه علوم خوشم میاد ! "همه" ولی ریاضیات .....، چنگی به دل نمیزنه)

من اولش گفتم در مورد پرنده ها و دست و از این جور صحبتا بنویسم کلا ( پاک) یادم رفت!
چی میخواستم بگم!!!


ولی در مورد چیزایی که خواستم و نتوسنتم بنویسم بزودی می نویسم!



آها اینو خواستم بگم خواستم اسم وبلاگمو عوض کنم ولی دلم نیومد! حال ندارم توضیح بدیم ویمپایر دایریز ( به قول احسان : بهترین سریال دنیا ) منتظر ماست .. بیا تا برویم..

پ ن :
1- دوستان شخصیت مینا کاملا شخصیت مجازی و غیر حقیقیست و هیچ نوع حضور فیزیکی و معنوی در کلاس یا جای دیگه نداره - اصولا برای رعایت قافیه و زیباتتر شدن تقارن جملات بکار بردم - معذرت میخوام . ببخشید
2- دلیل اینکه این همه از علایم نگارشی استفاده می کنم هنوز کشف نشده ولی چند روز پیش مهری میگفت ( خبرگذاری مهر!) دلیلش خوبه ادامه بده! این شد که ما اومدیم شهر ( این جمله دقیقا عین تیکه کلام نیناست و به من هیش ریطی نداره!


تو که میای میخونی ولی گفتی نمی خونم خیلی بدی !


نوشته شده توسط : عرفان اویسی

انتخاب نشدم!

چهارشنبه 26 بهمن 1390   03:58 ب.ظ


نوع مطلب : حرف های خودمونی ،

مثلا خیلی ناراحتم!
تو لیست 260 عکاس برتر ایران انتخاب نشدم!

نمی خوام بگم کارم خیلی خوب بوده و نامردیه ولی بدون هیچ تعصبی عکس هایی که به فراخوان سالانه عکس ایران ارسال شده بود سطحش واقعا پایین بود ، شخصا به سختی تونستم تو مرحله اول داوری 90 تا عکس رو انتخاب کنم که یک کمی زیبایی یا حدقل قانون های اولیه عکاسی درشون رعایت شده باشه!

از 10 هزار عکسی که من دیدم که تقریبا همشون بود و از 800 تا عکاس بود 90 درصدشون عکس های خانوادگی و شخصی بود که داخل مسافرت ها یا محفل های مختلف گرفته شده بودن و برای مسابقه ارسال شده بود!!!
بقیه هم که مثلا برای عکاسان واقعی بود چند تا از کلیشه ای ترین موضوعات منقرض شده ی عکاسی رو انتخاب کرده بودند و ارسال کرده بوند:
مثلا چهره یک پیرمرد که صورت خشن و پوست های ترک خورده ای داره و عکس در حالت کلوز آپ پورتره بود و حتما هم باید مونوکروم (سیاه سفید) باشه تقریبا 200 تا موجود بود!!!
یعنی بیشتر عکاسان از این موضوع تکراری که واقعا یکی از نشانه های شناخت عکاسان بدون خلاقیت در جهان محسوب میشه استفاده کرده بودند و این اتفاق نظر عجیب در سر شناسان عکاسان یک کشور واقعا جای تاسف داره.

سبک های تکراری کارگری در کارگاه با صورت و لباس کثیف هم پای ثابت عکس ها بود که تقریبا بیشتر عکاسای اجتماعی یک نمونه ازش ارسال کرده بودند.
حدود 30 عکس خلاق و طرح نو توی این لیست پیدا میشد که از قوانین پایه عکاسی بویی نبرده بودند : یا با موبایل گرفته شده بودند یا با دوربین کامپکت.
اما واقعا عکس های خوب هم بود که به سختی تعدادشون به 80 تصویر میرسید که من همشون رو انتخاب کردم.

اما متاسافانه عکس های من که هیچکدومشون هیچ مشابه و نمونه ای در 10 هزار عکس نداشت و همشون از موضوعات خاص و ابتکاری تهیه شده بودند خبری نبود.
البته از 700 عکاسی که عکس های مسافرت های شخصیشون رو برای این نوع مسابقه میفرستند خیلی دور از انتظار نیست که روی همون صورت های خسته و تکراری عموم عکاسا و بقیه عکس های مسافرتی برچسب انتخاب بگزارند.

در کل ما که ناراحت نیستیم ، نه عکاسیم و نه سرمایه گذاری روی عکاسی کردیم تا همین جا هم 5 ماه نیست عکاسی رو شروع کردیم که نیتجش خوب بوده ، فعلا هم که با تورم منفی کشور روز به روز داره دوربین ارزون میشه گذاشتم وقتی قیمتش اومد زیر صفر برم بخرم یه مقدار پول هم بهم بدن!!!
دوربین 1.9 میلیون تومنی در کمتر از یک ماه شده 4 میلیون تومن !!!! دیگه عکاسا و هنرمندا و بقیه گروه هایی که وسایل تخصصی نیاز دارن باید برن سراغ یافتن گنج یا کارای جالب تر مثل دزدی تا کفاف هزینه هاشون رو بده!

چون ما نه گنج داریم و نه دزدیم مسلما پول دروبین هم نداریم بدیم ولی اگه خونه داشتم الان میگفتم : " شده برم فرش زیر پامو بفروشم میرم دوربینرو میگیرم"
اما خونه هم نداریم و فرش هم!
پس چاره ای نیست بشینیم پشت سیستم و عکس های قدیمی و مرحوممون رو نگاه کنیم و مادر جان چایی بیاره و ما همین طور غصه و افسوس رو باهم نوش جان کنیم!

موفق باشیم!


نوشته شده توسط : عرفان اویسی

دو تا سه تا چهار تا میشه تقریبا پنش تا!

سه شنبه 25 بهمن 1390   06:01 ب.ظ


نوع مطلب : حرف های خودمونی ،

یک ساعت و نیم دیگه کلاس زبان دارم! اما حال ندارم! با وجود اینکه یکی از کلاسای دانشگاه به طرز جالبی کنسل شد ولی بازم حال ندارم ...
کلا ندارم

تو یک ساعت وقت باقیمونده باید دو تا ژورنال بنویسم و در مورد چند تا موضوع هم فکر کنم!

ای ادمی که این کلاس زبان رو انداختی تو دامن ما و اینقدر مارو به دردسر انداختی به طوری که حتی وقت سر خواروندن (درست نوشتم؟!) ندارم دستت گلت درد نکنه ف واقعا ممنون لطف بزرگی در حقم کردی میدونم که اگه تو نبودی من الان تافل نداشتم !

نه!
این واقعا تشکر بود ، با این که زندگیم داره منهدم میشه ولی واقعا اجباری بود........


امروز صبح تو راه دانشگاه یک فروند سکته خفیف ( واحد شمارش رو به این دلیل فروند انتخاب کردم که محوطه دانشگاه ما یکم شیب داره زمینش : حدود 60 درجه از سطح افق!!) زدم! دیشب کلا دو سه ساعت خوابیدم ....


بالاخره تموم میشه ریاضت و زجر.....


روز خوش!


نوشته شده توسط : عرفان اویسی

شرح حال یک انسان جالب انگیز ناک!

شنبه 22 بهمن 1390   12:02 ق.ظ


نوع مطلب : حرف های خودمونی ،

یک اتاق شلوغ ، یک لپ تاپ روشن و یک کامپیوتر روشن (too) ، دو پک 200 تایی مستند در حال تبدیل و کپی ، یک عالمه فاکتور و برگ سفارش در ناحیه چپ اتاق ، یک مجموعه سی دی های صوتی و تصویری زبان برای تقویت زبان غیر مادری ، سه تا شارژر که توان موبایل ها رو براورده می کنن، یک دسته کتاب خوانده نشده که هر روز به تعدادشان اضافه می شود ( از جمله امروز که نینا " جهان های موازی " میچیو کاکو ( استاد بزرگ من (!)) بهم هدیه داد هم بهش اضافه شد ) ، سه شماره مجله دانستنیها که هنوز ... باز نکردم ( این خودش یک نوع رکورد محسوب میشه ، یادمه تو تابستون و حتی پاییز دانستینها رو شنبه میگرفتم حداکثر تا صبح یک شنبه چیزی برای خوندن داشت) و 2 شماره مجله نجوم که اونم ... باز نکردم ( بازم یادم میاد 3 سال پیش { قبل از غیبت کبرای خودم } مجله نجومامو 3 بار میخوندم (!)) و 2 شماره مجله عکاسی که متعلق به عکاس زمان فرشاده و بعد از 6 ماه قرض گرفتن هنوز پسش ندادم!
و دو تا کتاب   : یکیش صفر - که قرار بود یک هفته ای تحویل صاحبش بدمش که هنوز 20 صفحش مونده و چون اون صد و خورده ای صفحه رو چند ماه پیش خوندم و یادم رفته دیگه نمی تونم ( یعنی حال ندارم ) دوباره از اول بخونمش به همین دلیل نخوندمش !
و یکی دیگه - رصد ماه ! که جمعه هفته پیش از دوستان گرفتم که بعد از ظهرش پس بدم ولی الان 7 روزه که دست منه و دریغ از یک تورق ساده!
3 تا قرار داد که پولشو دادم ولی رسما هنوز کاراشو انجام ندادم یعنی خودم رو ... کردم ( توی سه نقطه هر چیزی که فکر می کنید میشه گذاشت نزارید منظور من سه نقطه خیلی بد نبود از این معمولیا مثل اسگل ! گفتمش دیگه)
به دو نفر قراره پول بدم ! برای یک سری خدمات ولی از اونجایی که ATM های ایران و اصولا سیستم بانکداری الکترونیک ایران در جهان زبان زد خاص و عامه یک هفتست هیچ خودپردازی در سطح شهر این کارو برام انجام نمیده و رسما ابروی منو برد!
اینم خوبه بدونید جی میل از دیروز قطع شده و من چیکار کنم؟!!! ( این سوال بود، اونی که این کار رو کرده باید جواب بده!)
و از همه بدتر فقط 40 مگابایت از ترافیکم مونده! و هنوز 15 روز از زمان شارژ اینترنتم نمیگذره!
چند تا از سایتام همین جوری دارن خاک میخورن و باز همینجوری دارم سایت اضافه می کنم ( درست حدس زدی دیوونه شدم )
و یک ماهه میخوام اختفا صبت (ثبت)کنم ولی وقت نمی کنم ( کمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک)
و از همه بدتر بدتر 3 ماهه میخوام یه نقاشی بکشم دستم خشک نشه ( اصطلاح شخصی - کاملا شخصی ) ولی باز هم وقت نمی کنم.

رسما  خیلی موارد دیگه هم بود که قابل ذکر کردن نبود و یک سری موارد دیگه یادم نبود و ....

این داستان تا حدودا 100 سال آینده همچنان ادامه دارد!


نوشته شده توسط : عرفان اویسی

خسته شدم! ...... شوخی کردم

سه شنبه 18 بهمن 1390   11:14 ب.ظ


نوع مطلب : حرف های خودمونی ،

سلام.
خسته شدم!
همین.
نه بدون هیچ شوخی خواستم بگم دارم بیهوش میشم . از صبحه دارم میرم و میام : 6:30 از خونه زدم بیرون 22:15 رسیدم خونه!
ناهار هم ساعت 5 بعد از ظهر کوفت جان کردم.
اصولا ، رسما، کلا ، شرعا و .... خسته شدم .
کلاس زبان جدید خیلی خیلی سنگینه ، درس های دانشگاه کارهای چند تا سایت و بقیه مشاغل رو هم بهش اضافه کنید .
الان دارم از خواب میمیرم ولی خوب باید یدونه لوگو بزنم واسه کسی تازه بعدش یه عالمه مرتب کردن سفارشات فردا وای....

خواستم بگم اگه  دیگه پست نزاشتم بدونید در راه علم و دانش فدا شدم....

باشد تا رستگار شویم یا شوید
شبتون ستاره بارون....


پ ن :
اگه تو متن بالا نه اصول نگارشی ، نه ادبی و نه تحقیقی رو رعایت نکردم واقعا پوزش میخوام : اصولا متن باید هدفی حرفی چیزی داشته باشه ولی من چیز خاصی در متن بالا نرسوندم...
جبران خواهیم کرد


نوشته شده توسط : عرفان اویسی

كم كم...داریم كار می كنیم

جمعه 30 دی 1390   09:16 ب.ظ


نوع مطلب : حرف های خودمونی ،

سخت تلاش می كنیم برای آماده سازی چندین سایت بصورت موازی ...


اولین فعل جمله بالا اول شخص جمعه!!! ولی من فقط یك نفرم! نه تیمی نه گروهی نه دوستی و نه هیچ كس دیگر...
كلا در راه پیشرفت تصمیم گرفتیم تك سوار باشیم تا اسكادران یا مثلا شما بگید ....لژیون یا اوممممم چمی دونم بكس مثلا!!!

در كل همینه دیگه چی بگم؟!
فعلا لیست دامین های فعال یا غیر فعالمون به شرح زیره:

www.konkooor.ir
www.taktest.ir
www.Raikashop.ir
www.reva.ir
www.starry.ir
www.Baraks.ir
www.shovalie.com
www.mywatch.ir
و ....

البته در وب سایت پرتال كنكور خانم ها : زهرا محمدی پور و عطیه نادری به ما كمك می كنن.

و در سایت ریوا كه هنوز در اوایل كار خودش به سر می بره دوستم محمد رضا صالحی قراره بیشتر كار هارو بر عهده بگیره.

و البته در پرتال نجوم پرستاره با ادرس چهارم دوستان زیادی مثل نینا كریمی فر و چندی دیگر از اهالی نجوم در این راه با ما همراه می شن.

در سایت برعكس كه امروز دی ان اس هاشو ست كردم و فعلا برنامه خاصی براش جز گالری شخصیم!!! ندارم فقط فقط فقط خودم هستم و دوربین خودم!

در ادرس آخر هم قراره سایتی برای داداشم احداث كنم یا كنیم یا حتی كنند!!!

در كل وضعیت خرابه كار و بار ریخته رو سرمون فقط میتونم بگم :

كمك!


نوشته شده توسط : عرفان اویسی

وقتی كه یك فیلم افتخار می شود...

دوشنبه 26 دی 1390   03:01 ب.ظ


نوع مطلب : حرف های خودمونی ،

File:A Separation.jpg




اینقدر سطح سینمای ایران پایینه كه وقتی یك فیلم جایزه گولدن گلوب رو میگیره همه بهت زده میشن.

تبریك وبژه به آقای فرهادی كه بعد از چند سال تونستن یه كارایی بكنن و این سینما رو كمی گرد گیری كنن.

فیلم جدایی نادر از سیمین همچنان به یكه تازی خودش در جشنواره ها ادامه میده تا به مقصد نهایی خودش نزدیك بشه : اسكار!

احتمال برنده شدن این فیلم در بخش خارجی زبان اسكار 2012 خیلی زیاده و احتمال نامزد شدنش 100 درصده .
این اتفاقات خوبه ولی خیلی بده كه این نوع اتفاقات فقط یك بار اتفاق میافته ، معلوم نیست بعد از فیلم جدایی نادر از سیمین چند سال باید منتظر یك فیلم درخور توجه دیگه باشیم!!!

همین الان دوباره فیلم های سخیف و بی ارزش زیادی دارن تو كشور تولید میشن ، از كی خرده بگیریم؟؟ از كسی نمیشه طلبكار شد وقتی كه پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران رو فیلم های طنز بی محتوا در برمی گیرن.

نمی دونم اگه به داورای این جشنواره ها كه به جدایی نادر از سیمین جایزه دادن بگیم این فیلم در زمان فروشش تو ایران به سختی از فیلم " اخراجی های 3" تونست بیشتر بفروشه پیش خودشون فكر می كنن اخراجی ها چه فیلم عظیمی باید باشه كه در حد جدایی نادر از سیمین فروخته!!!!

متاسفانه خودمون كم توقع شدیم ، خودمونیم كه فیلم های بی ارزش رو بیشتر از شاهكار های هنری دوست داریم...
بیشتر فیلم های چند سال اخیر جشنواره های بین المللی كه جایزه كسب كردن اصلا داخل ایران اكران هم نشدن!!!
یادمه بعد از اینكه دوبار این فیلم رو تو سینما دیدم ، پیش هر كسی كه میرفتم وقتی میفهمید دوبار واسه دیدن این فیلم رفتم سینما كلی مسخرم میكرد!!! میگفتن این فیلمه كه سر و ته نداشت از چیش خوشت اومده؟!!

اولین سوالی كه میپرسیدن این بود كه آخرش طلاق گرفتن یا نه؟!  یعنی كل درك و استدلالشون از یك سبك فكری و یك مبحث عمیق اجتماعی در همین یك دقیقه آخر و دیدن سرنوشت كاراركتر ها خلاصه شده بود....

به قدری سلیقه مخاطب تو ایران ضعیف شده كه با دیدن یك فیلم فقط به دنبال پایان حادثه ای هستن : ازدواج شخصیت ها، طلاق شخصیت ها ، مرگ شخصیت ها ، پولدار شدن و ورشكست شدن شخصیت ها ! همین.

به غیر از این اتفاقات هر مورد دیگه تو فیلمی پیش بیاد یا موضوعش فرق داشته باشه از نظر مخاطب ایرانی (بعضی یا بیشتر ) فیلم " مسخره " بدون سر و ته است.

در كل من چیزی ندارم بگم ، فقط دوست دارم یكم فكر كنم!

داستان همچنان جالب تر میشه....

به امید پیشرفت سینمای ایران.



لیست جایزه ها و جشنواره های ویژه فیلم جدایی نادر از سیمین:


نوشته شده توسط : عرفان اویسی

داستان 18 سالگی...

یکشنبه 25 دی 1390   06:35 ب.ظ


نوع مطلب : حرف های خودمونی ،

سلام .

چند روز پیش تولدم بود تولد 19 سالگیم ... 18 سال رو گذروندم، حالا كه به خودم نگاه می كنم اصلا باورم نمیشه این همه روزها و سال ها رو پشت سر گذاشتم ، هنوز فكر می كنم همون دوران زیبای بچگیمه...
اما چیزی كه مهمه اینه كه الان كجای دنیام ، چی دارم و میخوام به چی برسم...
18 سالگی برای خیلی ها یه مرزه یه خط قرمز كه اون طرفش رو به سختی میتونن تجربه كنن ، خیلی ها از این مرز اصلا رد نمیشن چون اجازه ندارن! خیلی ها هم دوست ندارن خودشون رو متحول كنن ..یه جورایی به افكار تكراری و تاریخی دیگران وابسته ان كه حتی جرات فكر كردن هم از خودشون گرفتن...
اما خیلی ها مثل من اصلا همچین مرزی رو تجربه نمیكنن كه بخوان واسه رد شدن ازش یه عالمه آسمون ریسمون ببافن و آخرش از اون ور بوم بیافتن..
من این مرز رو به پل تبدیل كردم به یك پل بزرگ كه دنیای كوچك بچگی رو به بی نهایت های بدون مرز میرسونه.
من تو 18 سالگی خیلی تغییر كردم، سعی كردم برای روش فكر كردن كمی فكر كنم!
سعی كردم مثل بقیه نباشم و از هر چیزی دنیایی رو بدست بیارم...
امسال رو (یعنی سال 90) همین طور كه حدس میزدم خیلی پر فراز و نشیب پشت سر گذاشتم ، دوست داشتم تصمیمو بگیرم و خودمو از خیلی از محدودیت ها آزاد كنم...
اتاق فكری ذهن من امسال خیلی شلوغ پلوغ و بهم ریخته بود ، از هر چیزی كه فكرشو بكنید توش یه نمونه نگه داشتم ، سعی كردم هر فعلی رو كه آدمی تونسته انجامش بده رو تجربه كنم و بهش فكر كنم.
امسال برای من یه پل بود ، پلی كه منو به آرزوهام نزدیك تر كرد ، پلی كه منو از كهنه ترین وابستگی ها رها كرد..پلی كه ارمغانش برام یه دریچه ی بزرگ رو به دنیای بی محدودیت ذهن بود...
امسال فقط از نظر فكری تغییر نكردم ، از نظر مادی هم كارایی رو انجام دادم .
امسال كنكور قبول شدم ، در همون رشته ای كه دوست داشتم.
امسال بعد از چند سال دوباره نقاشی رو شروع كردم.
امسال عكاسی رو شروع كردم و پیشرفت خوبی داشتم.
امسال تلسكوپ خریدم و نجوم رو خیلی بیشتر از قبل بهش پرداختم.
امسال به فعالیت توی چند تا روز نامه و مجله مشغول شدم.
امسال وب سایت پرتال كنكور رو زدم كه شد دومین وب سایت پربازدید كنكوری كشور.
امسال فروشگاه اینترنتیم رو راه اندازی كردم و به عرصه تجارت الكترونیك وارد شدم.
و خیلی كارای دیگه...

اما سال 91 رو میخوام واقعا تلاش كنم تا بیشتر از امسال پركار باشم.
اولیش افتتاح وب سایت پرتال نجوم میتونه باشه كه تا چند وقت دیگه پروسش شروع میشه.
دومیش هم وارد شدن به فاز جدید عكاسی با دوربین جدیدمه كه متاسفانه این وضعیت مناسب اقتصادی كشور و ارزونی و تورم زیر 10 درصد باعث شد دوربین در عرض 2 روز 800 هزار تومن گرون بشه كه چند هفتس منتظر ثبات بازارم ولی بدتر میشه كه بهتر نمیشه!!!
سومیش هم میتونه فعالیت تخصصی تر در حوزه نجوم باشه كه خبرهای تكمیلیش رو بعدا میگم.
چهارمیشم هم كاملا شخصیه!
و....

امیدوارم بتونم امسال رو با قدرت و تلاش بیشتری به پیش ببرم.

جا داره اینجا از دوستای گلم كه با تبریكاشون روز تولدم رو شیرین تز از همیشه كردن تشكر كنم.
امسال بیشترین تبریكای تولد رو دریافت كردم! خیلی خیلی ممنون ....


امیدوارم همتون به آرزوهای شیر و عسلیتون برسید!!!! و من نیز!
به امید دیدار


نوشته شده توسط : عرفان اویسی

Happy New Year 2012!

یکشنبه 11 دی 1390   02:02 ب.ظ


نوع مطلب : حرف های خودمونی ،

هر جای سیاره آبی هستید سال نو میلادیتون مبارك!

سال 2012


هیچ كریسمسی ایده آل نخواهد بود مگر اینكه تو تصمیم بگیری اون رو به بازتابی از ارزش ها ، خواسته ها ، علاقه ها و قوانین خودت تبدیل كنی....

سال نو مبارك!




نوشته شده توسط : عرفان اویسی

برنامه رصد عمومی ماه گرفتگی در اراك

جمعه 18 آذر 1390   03:11 ب.ظ


نوع مطلب : رصد ،نجوم ،سیاره شناسی ،حرف های خودمونی ،



گروه نجوم نامیرا اراك برگزار می كند:

ماه گرفتگی


  برنامه رصد عمومی ماه گرفتگی  

به همراه عكاسی و پرسش و پاسخ نجومی

  زمان شنبه 19 آذر 1390 - ساعت 17 تا 21 
 مكان : اراك - بوستان ایرالكو ( پارك آلومینیوم )

شركت برای عموم آزاد است.


وضعیت آب و هوای فردا ( اراك)

RealFeel®
   در شب  
-  2°C



وضعیت طلوع و غروب ماه :

Moonrise: 4:56 PM
Moonset: 6:44 AM


نوشته شده توسط : عرفان اویسی

گزارش برگزاری دومین كارگاه بین المللی اختفاهای نجومی -خوزستان

جمعه 27 آبان 1390   06:52 ب.ظ


نوع مطلب : نجوم ایران ،دیگر موضوعات ،حرف های خودمونی ،

كارگاه اختفاهای نجومی


آسمان نود و هشت - روز دوشنبه ساعت 11 شب -  ایستگاه راه آهن اراك - مقصد اهواز 
بنده  و 5 نفر از دوستان با قطار برای شركت در كارگاه اختفا عازم استان خوزستان شدیم ، البته دوستان همراه من همگی از اعضای رسمی IOTA/ME بودند و بنده برای اولین بار بود كه شاید با مبحثی به عنوان اختفا به عنوان یك موضوع رسمی و جدید در دنیای ستاره شناسی برخورد می كردم.
تا الان فكر می كردم مبحث اختفا فقط یك عنوان رصدی محسوب میشه و اصلا حدس هم نمی زدم كه این كار به ظاهر كوچك بتونه اینقدر در كاتالوگ ها و اطلس های علمی و روز دنیا تاثیر بزاره.
بعد از استراحت در قطار حدود ساعت 7 صبح به ایستگاه اندیمشك رسیدیم و از آنجا با طی كردن مصافت كوتاهی با خودرو به دزفول و هتل دز رسیدیم .
بعد از پذیرش در هتل توسط آقای اشكر به اتاق های خود رفتیم و برای شركت در اولین برنامه رسمی كارگاه در مجموعه فرهنگی دزفول آماده شدیم .

برنامه ساعت 11 با سخنرانی آقای آتیلا پرو با عنوان مروری بر اختفاهای نجومی رسما آغاز شد .آقای پرو در این سخنرانی به اهمیت اختفا در علم نجوم و فعالیت های IOTA/ME اشاره كردند .
سخنران بعدی آقای ابرهارد ریدل بودند كه درمورد مبحث اختفاهای خراشان ، ثبت و پیش بینی انها و همچین خطایابی و مشكلات احتمالی در رصد این نوع از اختفاها اطلاعات مهمی را برای شركت كنندگان ارائه كردند.این سخنرانی توسط مترجم همزمان برای حضار ترجمه می شد.
دكتر نوروزی هم بخش بعدی همایش را در دست گرفتند .برنامه روز اول كارگاه بعد از ناهار با سخنرانی آقای وفا درباره ثبت و پردازش و فیلم برداری از اختفا ادامه یافت .
آخرین برنامه روز اول كارگاه سفر به شوش و بازدید از قلعه فرانسوی ها و موزه شوش بود كه برای خیلی از جمله من بدلیل اولین سفر به این منطقه جذابیت خاصی داشت.
بعد از بازدید موزه همگی به حرم دانیال نبی رفتیم و از این مكان مذهبی -تاریخی نیز بازدید كردیم.
از نكات قابل توجه این سفر هوای خوب این منطقه در این موقع سال بود كه برای خیلی از دوستان فوق العاده لذت بخش بود ، توجه داشته باشید بیشتر شركت كنندگان از مناطق شمالی و مركزی كشور كه در این زمان هوا فوق العاده سرد بود به جایی آمده بودند كه دمای هوا حدود 20 درجه بود و این یعنی بهار !
كارگاه در روز چهارشنبه از ساعت 9 صبح آغاز شد برنامه سخنرانی های این روز توسط آقای كوكرم در رابطه با روش های رصد ستاره های كم نور برای مشاهده اختفا و همچنین بحث جالب روش های حرفه ای قطبی كردن تلسكوپ ها ادامه یافت كه از نظر بیشتر شركت كنندگان از بهترین مطالب ارائه شده در كارگاه بود.
اقای كوكرم در این ارائه در مورد  تكنیك های موفقیت تیم های رصدی و نكات مهم و قابل توجه برای یك رصد حرفه ای اشاره كردند كه مورد توجه دوستان قرار گرفت.
برنامه قبل از ایشان هم  ارائه آقای دیوید گالت بود كه قرار بود به صورت تله كنفرانس برگزار شود اما بدلیل پایین بودن سرعت اینترنت ایشان ، فیلم سخنرانی توسط آقای گالت ارسال شد و بر روی اسلاید پخش شد.
این سخنرانی غیر حضوری درباره روش های زمان سنجی اختفا و معرفی دستگاهی جدید برای ثبت زمان دقیق اختفا بود.
در ادامه آقای اریا صبوری با توضیح درمورد دستگاه های زمان سنجی و جزئیات و خطاهای دقیق GPS كارگاه را به پیش بردند.
بعد از آقای صبوری نوبت علیرضا وفا بود كه با ادامه مبحث پردازش و ثبت فیلم های نجومی برگ دیگری از كارگاه 3 روزه اختفاهای نجومی را ورق بزند.
برنامه چهارشنبه عصر با سخنرانی  سخنرانی آقای ابرهارد ریدل و  ادامه مبحث قبلی با عنوان اختفاهای خراشان و معرفی نرم افزار GRAZPREP  ادامه یافت و در پایان آقای فرزاد اشكر ارائه ای جالب در باره اجرام نزدیك به زمین و سیارك ها داشتند كه فضای تخصصی بودن كارگاه رو كمی تغییر داد.البته ارتباط تصویری با آقای پاول میلی هم بخشی از جدول زمان بندی روز چهارشنبه بود كه ارائه شد.
در كل برنامه ها در این كارگاه فوق العاده فشرده بود و البته كمی هم سرد ! كه دلیل آن هم حرفه ای بودن سطح A بودن این كارگاه می توانست باشد.البته بحث های ارائه شده در این كارگاه تا حدی خشك و بدون جذابیت بود كه امیدواریم در كارگاه های بعدی این موضوع نیز مورد توجه قرار بگیرد.
در هر صورت برنامه های روز چهارشنبه به اتمام رسید و همگی با سوار شدن بر اتوبوس اختصاصی كارگاه به سمت دانشگاه آزاد دزفول برای عرض خوش آمدگویی توسط مسئولان شهری و میراث فرهنگی شهر دزفول حركت كردیم.
در این برنامه بعد از خوش آمدگویی شهر دار دزفول و رئیس اداره میراث فرهنگی و رئیس دانشگاه آزاد شهر دزفول، جوایز بهترین های سال 2011 اختفاهای نجومی خاورمیانه به آقایان فرزاد اشكر و آقای میر باقری تقدیم شد.
در پایان این برنامه عكس گروهی از همه شركت كنندگان در كارگاه ثبت شد.
برنامه آخر شب روز چهارشنبه هم بازدید از رودخانه زیبای دز و هوای دل انگیز این منطقه بود و در این برنامه شركت كنندگان و اساتید در كنار هم به گفت و گو و بازدید و عكاسی های شخصی پرداختند.در این زمان دوستان فارغ از همه دغدغه ها و گرفتاری های فكری به " آب بازی " با اساتید پرداختند كه فضای صمیمی كارگاه رو بیش از پیش صمیمی تر و گرم تر كرد.جالب اینجاست آقای ریدل هم به جمع دوستان پیوستند و دستی بر آب زدند.
روز اخر این كارگاه با تاخیر ما در پیوستن به همایش روز آخر همراه بود - بنده به همراه جمعی از دوستان در میانه ی  ویدئو كنفرانس آقای جان تالبوت كه درباره اختفاهای سیاركی و ثبت و تحلیل آنها بود رسیدیم.
برنامه های فشرده این روز هم با سخنرانی آقای پرو با عنوان  برنامه های سال آینده  IOTA/ME در ایران ادامه یافت .
كنفرانس بعدی ارائه جالب آقای عبدالرضا لاوری  با موضوع رصد ماهواره ها بود با پرسش و پاسخ در پایان بحث همراه بود . در این مبحث ایشان درباره مدار ماهواره ، پیش بینی عبور ماهواره از منطقه محل زندگی ، نحوه رصد آنها و ... صحبت كردند.
سخنران بعدی آخرین روز برنامه دكتر نوروزی بودند كه با بحث درباره ماه شناسی ، اطلس های ماه و همچنین بررسی عوارض لبه های ماه این كارگاه را به پیش برد البته در این مبحث مطالبی نظیر اختفا و عوارض ماه و همچنین رسم عوارض ماه نیز بیان شد.
در پایان این روز از دومین كارگاه بین المللی اختفاهای نجومی آقای آیدین محمد ولی پور با ارائه كنفرانسی راجع به اشكلات ثبت جهانی اختفاها و نقد پارامتر O-C و بحث در این مورد به  مباحث رسمی این كارگاه پایان دادند.
البته آقای پرو هم درباره ماه گرفتگی پیش رو و اختفا های قابل ثبت در هنگام این رویداد مطالبی را عنوان كردند.
در اواخر برنامه هم قرار بود ارتباط مستقیم تصویری با كارگاه توان در زنجان برگزار شود كه متاسفانه بدلیل هماهنگ نبودن برنامه های زنجان این ارتباط برقرار نشد.
اما آخرین برنامه این كارگاه نقد و بحث درباره فعالیت های IOTA/ME  بود كه انتقاد ها و پیشنهاد های شركت كنندگان توسط آقایان كوكرم ، پرو ، صبوری و نوروزی پاسخ داده شد.البته ناگفته نماند كه این بحث با دلخوری های كوچكی هم همراه بود كه همیشه جزئی از كارهای گروهی است.
برنامه در عصر با حضور در محوطه باستانی هفت تپه و موزه این مكان به پایان رسید .در موزه هم مراسم كوچكی با حضور مسئولان IOTA/ME و مسئولان میراث فرهنگی برگزار شد كه به برترین اعضا جوایزی تعلق گرفت.
همچنین در پایان مراسم به تمامی شركت كنندگان در كارگاه از طرف میراث فرهنگی استان خوزستان كتاب نفیسی شامل تصاویر آثار باستانی و طبیعت زیبای این استان اهدا شد.
بعد از این گردش همگی با اتوبوس به طرف دزفول حركت كردیم كه البته گروه ما و چند نفر از بچه های تهران از ایستگاه شوش با قطار به دیار خودمان بازگشتیم.
در كل سفر فوق العاده خوبی و پذیرایی و امكانات بسیار خوب در نظر گرفته شده بود و همگی از كنار هم بودن لذت بردند.
البته در موثر بودن علمی این كارگاه 3 روزه جای بحث زیادی هست ولی چیزی كه مهم بود استفاده از تجربیات و آشنایی با روش های مختلف و ایده های شخصی اساتید و شركت كنندگان بود كه به خوبی میسر شد.

همین جا لازم است از كمیته اجرایی كارگاه خانم كهوایی ، خانم شمشیری و آقای اشكر و اساتید : آقایان پرو، كوكرم، نوروزی ، صبوری ،ریدل و ... و همچنین اداره كل میراث فرهنگی استان خوزستان بخاطر میزبانی خوبشان تشكر كنم.
در ضمن این كارگاه توسط برنامه آسمان شب - شبكه چهار سیما هم پشتیبانی شد كه بزودی از این برنامه فیلم های این كارگاه را می بینید.
سپاس - عرفان اویسی

عكس ها به ادامه مطلب منتقل شد.



ادامه مطلب

نوشته شده توسط : عرفان اویسی